و اما بقیع ؛ در بقیع فضای غریبانه ای حاکم است ؛ قبرهایی بی نام و نشان . صدها کبوتر در محوطه ی گورستان پرواز می کنند و می نشینند و از گندم نذری که مردم  روی خاک می پاشند دانه برمی چینند . مزار چهار امام معصوم ما ( امام حسن مجتبی ، امام زین العابدین ، امام محمد باقر و امام جعفر صادق ) نیز در بقیع قرار دارد بدون کوچکترین ضریح یا نشانی ، غریب غریب ؛ مقبره ی عباس عموی پیامبر نیز در جلوی این مقبره ها قرار دارد . خانمها اجازه ی ورود به بقیع را ندارند ، پس بناچار از پشت نرده ها نظاره گر می شویم . آنجا هم نمی گذارند آدم راحت باشد و با ائمه خود درددل کند . مادرم برای کبوتران بقیع گندم داده ؛ پشت نرده ها بی نهایت شلوغ است باید مراعات کرد ؛ همه می خواهند از نزدیک درددل کنند . به سمت چپ بقیع می روم جایی که مدفن ام البنین است ؛ جلو می روم و برای کبوتران دانه می ریزم . خوش به حال کبوتران بقیع که چه راحت در این فضا در پروازند بدون اینکه کسی مزاحمتی برای آنان ایجاد کند . بقیع برای خانمها تنها بعد از نماز عصر باز می شد حدودا دو ساعت . باید کمال استفاده را برد . باید با آگاهی و معرفت به چنین مکانهایی سفر کرد چرا که هر چه با معرفت تر باشی و شناخت بیشتری داشته باشی پس از اتمام سفر به دلیل انجام ندادن یا سهل انگاری کردن در بعضی از موارد ،حسرت کمتری خواهی خورد .   

           نشسته باز دلم پشت درب بسته ی  آنجا           گرفته   باز  دلم   بهر   قبر  مخفی  زهرا

           تو  ای مسافر  شهر مدینه  در  دل  شبها           نبود هر چه که گشتم نشان ز مرقد زهرا

 

 


 

نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 31 شهریور1387 ساعت 15:14 موضوع | لینک ثابت