تمام صفای مدینه به مسجدالنبی و بقیعش هست ؛ اگه یه روز اونو نبینی دلت سخت براش تنگ میشه . با اینکه مرداد ماه بود، گرمای مدینه اذیت نمی کرد . نور آفتاب مخصوصا نزدیکای ظهرروی سنگهای محوطه ی مسجدالنبی می تابید و انعکاسش می خورد تو چشمام . با این حال بازم نمی شد ازش دل کند ؛ دوست داشتم برم اونجا ؛ صبح ، ظهر ، شب .
نماز خوندن تو مسجدالنبی یه حال و هوای دیگه ای داره ؛ موقع نماز جمعیت بسیار زیادی به داخل مسجد هجوم می آوردند به طوری که گاهی ممکن بود برای نماز خوندن جا کم بیاری ؛ مخصوصا برای ما ، چون اونجا نمیشه از مهر استفاده کنیم و ترجیحا و تا جایی که امکان داره باید رو سنگ مسجد ، یعنی جایی که فرش نشده نماز بخونیم .
روایات زیادی در فضیلت این مسجد قابل ذکر است . از جمله روایتی از رسول خدا که می فرمایند : نماز در مسجد من برابر با ده هزار نمازی است که در مساجد دیگر خوانده می شود مگر مسجدالحرام که نماز در آن افضل می باشد .
مسجدالنبی مسجدی است که بعد از مسجدالحرام شریف ترین مسجد است .
روحانی کاروان گفتند که مدینه تنها شهری هست که می تونی روزه بگیری ؛ سه روز روزه ی حاجت و اگر این سه روز مصادف با اول ، دوم و سوم رجب باشه و اینکه چهار شنبه ، پنج شنبه و جمعه هم باشه خیلی خوبه . خدا به من این سعادت رو داد که اونجا سه روز روزه ی حاجت بگیرم که البته درست با روزایی که روحانی گفته بودند یکی شد .
روبروی باب بقیع تا قبرستان بقیع فاصله ایست که همان کوچه ی بنی هاشم معروف بوده . همان کوچه ی باریک که داغ دل شیعه رو تازه می کنه . سعودی ها در طرح توسه ی حرم ، بسیاری از مکانهای قدیمی رو ویران کرده اند که محله ی بنی هاشم نیز جزء آن مکانهاست .
تو مدینه یه روز زیارت دوره داشتیم ؛ یعنی اینکه برای بازدید از مکانهای مذهبی و تاریخی به اطراف می رفتیم . اولین جایی که رفتیم قبرستان احد بود . دوباره تاریخ زنده شده بود ؛ کوه احد در مقابل ما قرار داشت درست پشت قبرستان . در اینجا حمزه عموی پیامبر و بسیاری از شهدای اسلام دفن شده اند .
مساجد سبعه ؛ که از جمله آنها ، مسجد ذوقبلتین ، مسجد حضرت زهرا ، مسجد امام علی ، مسجد سلمان ، و مسجد فتح بود .
مسجد شیعیان و مسجد قبا هم رفتیم که هر دوی اینها درختان نخل زیادی داشتند ؛ در مسجد شیعیان این درختان پر از خرما بود و نمای زیبایی را به محوطه ی مسجد می داد .
به مشربه ی ام ابراهیم ، که مادر امام رضا در آن مکان دفن شده اند ، هم رفتیم اما با درهای بسته روبرو شدیم و بناچار از همونجا فاتحه ای برای اون خانم قرائت کردیم .
مدینه شهر قشنگی بود البته ظاهرش نبود که آدم رو جذب می کرد بلکه اون ستاره هایی که تو خودش جا داده بود و همینطور تاریخ اون بود که آدم رو مجذوب خودش می کرد . مسجدالنبی ، بقیع ، قبرستان احد ... هر کجا که قدم می ذاشتی ناخودآگاه تاریخ برات زنده می شد .
بعد از برگشتن از زیارت دوره برای ادای نماز به مسجد رفتیم . چون رفته بودیم زیارت دوره ، دوربینم رو با خودم برده بودم و زمانی که به در مسجد رسیدیم یادم اومد . نمی ذارن موبایل دوربین دار به داخل مسجد النبی ببری چه برسه به دوربین ؛ بازرسی هم بی کم و کاست انجام میشه و هیچ چیزی از دستشون در نمیره . اذان رو گفته بودند و تا من میرفتم هتل و دوربین رو می ذاشتم دیر می شد . به خدا توکل کردم و همین طور از خود پیامبر خواستم که یه لطفی در حق من بکنند . قبلا بازدید هاشون رو دیده بودم اونا حتی کیف کفشمون رو هم می دیدند برای همین یه کم دلهره داشتم اما رفتم و واقعا خدا و پیامبر به من لطف کردند ؛ بچه هایی که با من بودند از تعجب فقط شاخ در نیاوردند . در هر صورت به خیر گذشت . رفتیم سمت روضه که خلوت تر بود . نماز خوندیم و بعد کمی قران تلاوت کردیم ؛ زمانی که قصد بیرون اومدن رو داشتیم ، به دوستام گفتم حالا که دوربین داریم حیفه یه عکس نگیریم ؛ بچه ها موافقت کردند و با مراقبت اونا یه عکس گرفتم ؛ بعد از گرفتن عکس با اینکه خیلی دقت کرده بودیم که دوربینی اونجا نباشه – بالای اکثر ستونهای مسجد دوربین نصب بود – اما درست روبروی من یه دوربین بود برای همین با عجله چادرامون رو عوض کردیم و پا به فرار گذاشتیم .
نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 31 شهریور1387 ساعت 18:40 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
بقیع
اهل تسنن و وهابیت
زیارت دوره
وداع با مدینه
مسجد شجره
طواف خانه یار
مکه ، کعبه ، امام زمان
مکانهای استجابت دعا و زیارت دوره
خداحافظ ای حرم امن الهی
خاطره
حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست
آماده شدن برای زیباترین سفر
یاد ما هم باش
جده
سلام بر تو ای رسول خدا
مدینه
مسجدالنبی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY