به مسجد شجره رسیدیم . واقعا زیبا بود . تعداد زیادی از بچه ها در محوطه ی مسجد با لباسهای احرام همه یکدست سفید به چشم می خوردند . ما هم محرم شدیم و آماده برای انجام اعمال . لبیک گفتیم به امید اینکه خداوند هم به ما لبیک بگوید و نه لا لبیک . البته این درخواست زیادی بود از طرف من - بنده ی گنهکار خدا -  لبیک گفتم اما با دلهره ، با التماس و در حالی که اشک در چشمانم حلقه زده بود از خدا می خواستم که به من لا لبیک نگوید . پس از خواندن نماز مغرب و عشاء به سمت مکه حرکت کردیم .


 

نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 31 شهریور1387 ساعت 18:43 موضوع | لینک ثابت