مکه بر خلاف مدینه که مسطح بود ، پستی و بلندی های زیادی داشت و بعضی از خونه ها و هتل ها بر روی کوه بنا شده بود . روزهای بعد برای نمازهای یومیه و همینطور طواف مستحبی به مسجدالحرام می رفتیم . صبح ها و همینطور بعد از نیمه شب و گاهی قبل از نماز عصر مسجد خلوت میشد و میتونستی راحت طواف کنی . شبهای مسجدالحرام خیلی خوب بود هوا تا حدی خنک می شد ، خلوت هم که بود ، میتونستی راحت با خدای خودت درد و دل کنی . حتی زمانی که به کعبه نگاه می کردی آروم میشدی . نماز خوندن تو مسجدالحرام خیلی با صفاست مخصوصا شبا اونم نمازی که تو صحن مسجد و زیر آسمون خونده بشه ؛ وقتی قنوت که میری کعبه یعنی همون قبله ی تمام مسلمونا اونجایی که سالها به طرف اون نماز می خوندی درست روبروت قرار می گیره اونم با فاصله ی خیلی کم و اینجاست که واقعا احساس میکنی خدا فقط داره به حرف های تو گوش میده . بقول یکی می گفت خدا همه جا هست اما چگالی خدا تو مسجدالحرام خیلی بیشتره و من هم چنین احساسی داشتم . سعی می کردم از فرصت هام استفاده کنم و قرانم رو بخونم اما متأسفانه سعادت با من یار نبود و از این بابت خیلی ناراحت شدم .

امام محمد باقر فرمودند : کسی که در مکه قران را ختم کند نمی میرد ، مگر آنکه رسول خدا را می بیند و جایگاه خود در بهشت را مشاهده می کند .

امام زمان روح کعبه است ، در طواف باطن قبله را جستجو کن . نباید سرت را برگردانی ، یادت باشد امام عسگری (ع) تنها امامی است که به حج مشرف نشده اند ...

از آنجایی که شنیده بودم امام زمان جمعه ها برای طواف به مکه می آیند و اینکه ماه رجب هم بود ؛ روز جمعه بعد از دعای ندبه و صرف صبحانه مستقیم به مسجدالحرام رفتم و مشغول طواف کردن شدم ؛ دعای فرج را زیر لب زمزمه می کردم و چشمانم مدام در جستجو بود ، اما ...

    

      به  کعبه  روی  نهادم  طواف  روی  تو      کردم             کنار    بیت     خدا     آرزوی    تو   کردم

      در   استلام   حجر   جای   دست     تو   دیدم            ز  پرده ی  حرم  احساس  بوی  تو  کردم

      چو با خدای تو گفتم سخن ، سخن ز  تو  گفتم            به   بزم  خلوت  معبود  گفتگوی  تو  کردم

      اگر چه  قبله ی  من  کعبه  بود  وقت    عبادت             اما نگه به کعبه و روی دل بسوی تو کردم

 


 

نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 31 شهریور1387 ساعت 18:49 موضوع | لینک ثابت