دوباره پرواز می کنم به لحظه های حضور ، لحظه هایی که با یاکریم های خانه ی یار بال می زدیم . لحظه هایی که غریب بود و بوی باران می داد ، آن لحظه ها و روزها گذشتند . روزهایی که در آغوش یار بودم و به خاطره ها پیوستند ، خاطراتی که روشن تر از هر خاطره ای در صفحه ی وجودم نقش بسته به رنگ عشق و به رنگ خوبی ها و اکنون با مرور آن روزها نوری بر دلم می تابد و روحم وسعت می یابد ، دلم برای آن روزها و لحظه های بی تابی ، بی تاب است . 


 

نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 31 شهریور1387 ساعت 18:55 موضوع | لینک ثابت