هو الرحیم

 می دونم زمان زیادی از سفرم گذشته و ممکنه خیلی چیزا رو فراموش کرده باشم ولی از اونجایی که این سفر ، پر خاطره ترین و بهترین سفر عمرم بوده دوست دارم راجع به اون براتون بنویسم و شاید بتونم اطلاعاتی هرچند جزئی رو در اختیارتون قرار بدم ، امیدوارم که خوشتون بیاد.

 ترم هفت بودم ، آخرین سال تحصیلی ( سال 84 ) ، دو تا از دوستام سال گذشته از طرف دانشگاه اسمشون برای عمره در اومده بود . منم خیلی دوست داشتم برم همیشه آرزوی این سفر رو داشتم ، حالا که اینا هم رفته بودند دلم بیشتر هوایی شده بود . چون سال آخرم بود همش منتظر بودم تا برای ثبت نام عمره اطلاعیه بدن . بالاخره روز موعود رسید و من اسمم رو نوشتم . تا اونجایی که یادمه با اینکه روز اول ، دوم ثبت نام بود من نفر 25 ام بودم و قرار بود تنها 10 نفر رو انتخاب کنند . گفتم هر چی بادا باد اگه صاحبخونه دعوت کنه می رم . اسفند ماه بود که رو تابلو اعلانات زدند روز چهارشنبه ( که تاریخش رو دقیق یادم نیست ) داخل مسجد برای عمره قرعه کشی می کنند . اون زمان یه سری مشکلات برام پیش اومده بود ، برای همین گاهی از ثبت نامم برای عمره پشیمون می شدم ، اما یه حسی منو می کشوند اونطرفی و دلم نمی اومد که اسمم رو خط بزنم. روز مذکور رسید . هم صبح کلاس داشتم و هم عصر ، البته اینو بگم به خاطر دلایلی که گفتم حتی فراموش کرده بودم که این همون چهارشنبه است . وقتی رفتم کتابخونه رو در اونجا نوشته بود امروز بعد از نماز ، قرعه کشی عمره انجام می شه .


 

نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه 28 شهریور1387 ساعت 12:22 موضوع | لینک ثابت