بعد از 2 ساعت و 45 دقیقه وارد فرودگاه جده شدیم . زمانی که از پله های هواپیما پایین اومدیم با هوایی داغ و شرجی روبرو شدیم اما این گرما متفاوت بود و آدم رو اذیت نمی کرد .

       در ره منزل لیلی که خطرهاست به جان             شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

پس از انجام بازرسی ، تو فرودگاه  نماز خوندیم و بعد با اتوبوس ، جده رو به مقصد مدینه ترک کردیم . سه تا اتوبوس بودیم تو یکی رئیس کاروان ، یکی معاون کاروان و سومی روحانی و معینه ی کاوان که من تو اتوبوس سوم بودم . ساعت 47 : 2 بود که حرکت کردیم البته ساعتها رو نیم ساعت به ساعت عربستان عقب کشیدیم .

فراموش کردم راجع به بچه های هم دانشگاهیم که با هم بودیم بگم . با خودم 5 نفر بودیم . سه نفرشون رو تا حدی می شناختم چون یکی از اونا هم رشته ایم بود و ورودی 82 ، و دو تای دیگه فیزیک 81 و 82 بودند و با نفر چهارم زمانی که استان محل تحصیلم جلسه ای برای دانشجویان عمره گذار برگزار کرده بود ، آشنا شدم ؛ رشته ی زمین شناسی بود و سال اولی ( مریم ) .  با مریم تصمیم گرفتیم اسامی مون رو برای هم اتاقی شدن در سفر به رئیس کاروان بدیم . هر 5 نفرمون تو یک اتوبوس بودیم اما از روی کارتهایی که بهمون داده بودند متوجه شدم که با مریم هم اتاقی نیستم ، البته هم مدینه و هم مکه اتاق هامون کنار هم بود .

ساعت 30 : 4 به استراحت گاه ساسکو رسیدیم . بعد از صرف نهار ، ساعت 20 : 5 دوباره حرکت کردیم . بیشتر مسیر جده تا مدینه خشک و بی آب و علف بود . ساعت 7 به مدینه رسیدیم .


 

نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه 28 شهریور1387 ساعت 12:38 موضوع | لینک ثابت